من خواب دیده ام که کسی می اید...
من خواب یک ستاره قرمزدیده ام...
وپلک چشمم هی میپرد...
وکفش هایم هی جفت می شود...
و کورشو...
اگردروغ بگویم...
من خواب ستاره ی قرمزرا...
وقتی که خواب نبودم دیده ام...
فروغ
برچسب: کسی که مثل هیچ کس نیست,
نویسنده: شیوا
امشب ازاسمان دیده تو...
روی شعرم ستاره می بارد...
درسکوت سپیدکاغذها...
پنجه هایم جرقه می کارد...
شعردیوانه تب الودم...
شرمگین ازشیارخواهش ها...
پیکرش رادوباره می سوزد...
عطش جاودان اتش ها...
اری اغازدوست داشتن است...
گرچه پایان راه ناپیداست...
من به پایان دگرنیندیشم...
که همین دوسنت داشتن زیباست...
ازسیاهی چراحذرکردن...
شب پرازقطره های الماس است...
انچه ازشب بجای می ماند...
عطرسکراورگل یاس است...
آه بگذارگم شوم درتو...
کس نیابددگرنشانه من...
روح سوزان آه مرطوب...
بوزدبرتن ترانه من...
برچسب: ازدوست داشتن,
نویسنده: شیوا
برچسب: باخدا,
نویسنده: شیوا
راننده تاکسی اسکناس وازم گرفت وگفت یه نفری...؟بغضم گرفت وگفتم خیلی وقته...
برچسب: تنها,
نویسنده: شیوا
استادبااقتداراومدسرکلاس انگاری میخواست چیزی بگه...بی مقدمه ازمون پرسیدبچه هابه نظرشماخداوجودداره...؟همه تعجب زده شدیم استادگفت بچه هاکسی تاحالاخدارودیده؟همه باهم یک صداگفتیم نه...پرسیدکسی صدایه خداروشنیده همه گفتیم نه...کسی تاحالاخدارولمس کرده همه بازگفتند نه...وباشهامت گفت پس خداوجودنداره...یکی ازدانشجوهاازاخرکلاس بلندشددرحالی تویه چشماش برقه خاصی بودگفت بچه هاکسی تاحالامغزاستادرودیده همه گفتن نه...پرسیدکسی صدایه مغزاستادوشنیده همه یکصداگفتیم نه...کسی تاحالامغزاستادرولمس کرده همه گفتندنه...و باشهامت گفت پساستادمغزنداره...![]()
برچسب: خدا,
نویسنده: شیوا
یه روزیه ستاره ازاسمون اومدپایین گفت یه ارزوکن منم توروازش خواستم گفت نوچ..محاله...گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟گفت من توکاره جنس بنجل نیستم...![]()
برچسب: بخندیم,
نویسنده: شیوا